![]() نمی دانم با مرگم ، در آغاز کدامین راه ، گام خواهم نهاد ؛ ولی دانم که با مرگ ، زاده خواهم شد ؛ چون تولدی دیگر. هرچند این پوست اندازی سخت خواهد بود ولی همواره ، رو به کمال خواهد داشت ؛ رو به وجود لایزال الهی .....
پست الکترونیک آرشیو مطالب ارتباط سريع آرشیو مطالب
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته سوم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته اوّل فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 جستجو
پیوندها
ياس كبود
كي پكس مردي از اعماق كهكشان يك دوست خوب( اسير دل) دختر ايران زمين ناهيد غريب منتظران مهدي موعود دختر هاي پاك پسري از خاك كوير سياه نامه پخش مستقیم حرم امام حسین (ع) عشق پاك عشق پوشالي ايران روز پرنده تنها آه از دلت ...آه از همه خستم خانه نیلوفری كفش هاي غمگين عشق (تنها) دلم می خواست دنیا خانه مهر ومحبت بود(هجر گل) شبانه ها و عاشقانه ها زير نم نم بارون (يك دوست باروني) پیوند مشکی ماورای بهشت ديوانه عشق مجنون و تنها گنجینه مروارید بزرگترین جوکستان آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ترنم
ترنمي دوباره به لطافت يك قطره باران خدار رو دوست دارم
خدا رو دوست دارم چون آيديش همیشه روشنه!
خدا رو دوست دارم چون به همه پی ام ها جواب می ده!
خدا رو دوست دارم چون حرف های مردم رو سند تو ال نمی کنه!
خدا رو دوست دارم چون هیچ کس رو ایگنور نمی کنه!
|+| نوشته شده توسط ... تنها ... در جمعه ششم مرداد 1385
عشق يعني چه........؟؟ (1)
به سفارش يكي از دوستان :
عشق از ديدگاهاي متفاوت .....
از معلم ديني پرسيدم عشق چيست؟ گفت : حرام است از معلم هندسه
پرسيدم عشق چيست؟ گفت : نقطه اي که حول محور نقطة قلب جوان
ميگردد از معلم تاريخ پرسيدم عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب
جوان از معلم زبان پرسيدم عشق چيست؟ گفت:همپاي love است از
معلم ادبيات پرسيدم عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است از معلم
علوم پرسيدم عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري است که بدون
اکسيژن ميسوزد از معلم رياضي پرسيدم عشق چيست؟ گفت:عشق تنها
عددي است که هرگز تنها نيست ...... |+| نوشته شده توسط ... تنها ... در پنجشنبه پنجم مرداد 1385
میدونستی وقتی که متولد میشی به خاطر دور شدنت از خداست که گریه میکنی؟
مدت زيادي از تولد برادر سالي كوچولو نگذشته بود . سالي مدام اصرار مي كرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند
پدر و مادر مي ترسيدند سالي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند . اين بود كه جوابشان هميشه نه بود . اما در رفتار سالي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر مي شد ،بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند. سالي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها سالي كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت : ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟ چه شکلی؟ مهربونیش چقدره ؟ من داره يادم ميره...
|+| نوشته شده توسط ... تنها ... در پنجشنبه پنجم مرداد 1385
من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ جانمازم چشمه ٬ مهرم نور دشت سجاده من من وضو با تپش پنجره ها می گیرم در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف سنگ از پشت نماز م پیداست همه ذرات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو سهراب سپهری |+| نوشته شده توسط ... تنها ... در یکشنبه یکم مرداد 1385
|