تبليغاتX
ترنم Type Writer Status Bar
ترنم
ترنمي دوباره به لطافت يك قطره باران
مناجات نامه

 

الهی از آنچه نخواستی چه آیــــد؟ و آنرا که نخواندی کی آیــد؟ تا کشته را از آب چیست؟

 

 و نا بایسته را جواب چیست؟ تلخ را چه سود اگر آب خوش در جوار است؟ و خار را چه

 

 از آن کش بوی گل در کنار است ـ

 

الهی شاد بدانم که بد درگاه تو میزارم بر آن امیـــد که روزی در میـــدان فضل بتو نازم

 

 تومن فاپذیری و من فا توپردازم ـ یک نظر در من نگری و دو گیتی بآب انـــدازم ـ

 

 

الهی نسیمی دمید از باغ دوستی دل را فـــدا کردیم ـ بویی یافتیم از خزینه دوستی بپادشاهی

 

 بر سر عالم ندا کردیم ـ برقی تافت از مشرق حقیقت اب و گل کم انگاشتیم و دو گییتی بگذاشتیم ـ

 

 یک نظر بسوختیم و بگداختیم بیفزای

 

 

 نظریو این سوخته را مـــرهم ساز و غرق شده را دریاب که می زده راهم بمی دارد و

 

 مرهم بود ـ

 

 

خواجه عبدالله انصاری

 

 

|+| نوشته شده توسط ... تنها ... در دوشنبه ششم شهریور 1385 |

اینم یه نصیحت
 

تلاش نکن که زندگی را بفهمی

 

زندگی را زندگی کن!

 

تلاش نکن که عشق را بفهمی

 

عاشق شو!

 

و چنین که خواهی دانست .

 

این دانستن حاصل تجربه توست.

 

هر چه بیشتر بدانی

 

البته بعضی ها ادعا هستند     و باید بگم که  ادعا ی هیچ چیزی رو نکنید.

 

|+| نوشته شده توسط ... تنها ... در جمعه سوم شهریور 1385 |